اگرفرصت داشتم،

دوباره کودکم رابزرگ کنم...

اگرفرصت داشتم،دوباره کودکم رابزرگ کنم...

به جای آنکه انگشت اشاره ام رابه طرف اوبگیرم.

درکنارش انگشت هایم رادررنگ فرومی بردم وبرایش نقاشی می کردم،

اگرفرصت داشتم دوباره کودکم رابزرگ کنم،

به جای غلط گیری،به فکرایجادارتباط بیشتربودم،

سعی می کردم درباره اش کمتربدانم،امابیشتربه اوتوجه کنم،

به جای اصول راه رفتن،

اصول پروازکردن ودیدن رابااوتمرین می کردم،

ازجدی بازی کردن دست برمی داشتم،

وبازی راجدی می گرفتم،

درمزارع بیشتری می دویدم وبه ستارگان بیشتری خیره می شدم،

بیشتردرآغوشش می گرفتم وکمتراورابه زورمی کشیدم.

کمترسخت می گرفتم وبیشترتاییدش می کردم،

اول احترام به خودرادراومی ساختم،

وبعدخانه وکاشانه را،

وبیشترازآنچه عشق به قدرت رایادش بدهم،

قدرت عشق رایادش می دادم.

                      

                 


 

نوشته شده توسط رضـــــــــــــــــــــــــازارع در شنبه چهارم خرداد 1387 ساعت 20:24 موضوع | لینک ثابت